![]() |
![]() |
|
|
راست میگوئی تو
به نام حق عاشق شده ام! دل را به چشمان و دستانی باختم که پنجره آمال مرا به غضب می بست و برای خویش به نا حق بتی ساختم که پرستشگاه عشاق نا بالغ بود این است آنچه رنجم میدهد ور نه از سوز این زمستان چه باک؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/30ساعت 22:13 توسط بابک |
|
|
بوی خاک پاک و بارون بوی تو چشم خیس و بی گناهی سوی تو دست سردی پر ز خواهش تو دستات غما رفتن و نموندن تو نگاهت اشک گرم و گریه یواشکی حسرت یه چشمه نور تو تاریکی صورت خیس من و بغض صدات تن بارون خورده تو برق چشات حس یخ بستگی ترانه ها روی لبات غربت صد تا غروب توی چشات
راستی با یک روز تاخیر ولنتاین همگی مبارک .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/26ساعت 12:26 توسط بابک |
|
|
هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه او
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/24ساعت 0:42 توسط بابک |
|
|
زندگی مثل بازی شترنجه : اگه بازی نکنی می گن بلد نیستی - اگر هم بد بازی کنی می بازی اما اگه خوب بازی کنی همه می خوان شکستت بدن .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/19ساعت 21:47 توسط بابک |
|
|
عاقبت جدا شدیم تو بی کسی تو می گفتی که به من نمی رسی می دو نستم که همش حقیقته ولی گفتم تو واسم همه کسی واسه ما رسیدن و یکی شدن مثه رویا توی خواب های تو بود قسمتت نبودم و یکی دیگه لایق چشمای زیبای تو بود . شاعر : م . بخشایش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 21:51 توسط بابک |
|
|
گفتی اگه یه روزی تنهایی داغونم کرد غصه با دشنه ای سرد خراب و ویرونم کرد یادم باشه یکی هست پناه غصه هامه اگه همه برن او ن نفس نفس باهامه حالاکه زخم کهنه از پا درم میاره یادتو هم عزیزم برام فایده نداره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 13:10 توسط بابک |
|
|
در نگاه کسانی که پرواز را نمیفهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد . ************* یه روز عشقتو دزدیدمو برای اینکه جای مطمئنی باشه اونو تو قلبم قایم کردم اما نمیدونستم یه روز برای اینکه اونو پس بگیری قلبمو میشکنی ********************* روزی ازم پرسیدی آرزوی تو چیست ؟ گفتم : تحقق یافتن آرزوهای تو ! * اما افسوس هرگز ندانستم آرزوی تو جداشدن از من بود * ******************************************************* عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با زهرحقایق زیباست عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست ***************************
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/12ساعت 0:8 توسط بابک |
|
|
طبیبان بهر روزی خلق را رنجور میخواهند گدا بهر طمع فرزند خود را کور میخواهد بنازم مطربان را بهر روزی خلق را مسرور میخواهند |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/07ساعت 16:9 توسط بابک |
|
|
در کوچه تو را میشناسم من ای عشق ! شبی عطر گام تو در کوچه پیچید من از شعر پیراهنی بر تنم بود به دستم چراغ دلم را گرفتم ! و در کوچه عطر عبور تو پر بود و در کوچه باران چه یکریز و سرشار گرفتم به سر چتر باران کسی در نگاهم نفس زد !!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 22:50 توسط بابک |
|
|
اینم عکس گروه معکوس که قول داده بودم بزارم تو وبلاگ
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/01ساعت 21:40 توسط بابک |
|
|
به آخونده میگن در چه صورتی پاستور مجاز است؟ میگه به شرطی که چند نکته رعایت بشه : ۱- به جای شاه بگید ولایت فقیه ۲-بیبی چادر سرش کنه ۳-سرباز ها عضو بسیج باشند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/01ساعت 20:50 توسط بابک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 آذر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|