تبليغاتX
m b m

 

میدونستم یه روز میری

میدونستم که خودخواهی

میدونستم دلت دوره

رفیق نیمه راهی

دل و حرمت شکستی تو

اینه رسم وفاداری

دلم زخمیه دنیا بود

خیال کردم دوا داری

* * * * * * * *

از همون اول میدیدم

که تو بغض من نبودی

تورو با خودم میدیدم

 اما تو یه سایه بودی

تو نگات عشقی ندیدم

که بشه به خاطرش مرد

کبر و خود خواهی مهضت

مثل زالو دلمو خورد

دل و حرمت شکستی تو

 اینه رسم وفاداری

دلم زخمیه دنیا بود

خیال کدم دوا داری

میدونستم

 

*****************************************************

 

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره

اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه

باز هیات خلوت سینمو جارو میزنه

میگمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی

به روی خودش نمیاره میپرسه با منی

با کیم با تو یه عاشق پیشه سر به هوا

باتو دیوونه در به در بی سر و پا

با تو که هرچی دارم میکشم از دست تو

با تو که هرجا میرم مسیر در بست تو

کی میخوای دست از سرآبروی من برداری

کی میخوای عقلی که دزدیدی سر جاش بزاری

کی میخوای بزرگ بشیو سنگین بشینی سر جا

سر به راه بشیو دنیا رو نزاری زیر پا

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/26ساعت 1:44  توسط بابک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!

نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
آذر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

<-BlogCustomHtml-> <-blogmusichtml->


www.irLearn.com

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">